السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
71
تفسير الميزان ( فارسي )
2 - بعضى « 1 » گفتهاند : معناى اين جمله اين است كه اگر به اين فكر بيفتى كه بر خدا افتراء ببندى خدا مهر بر دلت خواهد زد و قرآن را از يادت خواهد برد ، با اين حال چگونه مىتوانى بر خدا افتراء ببندى . و اين جمله مىخواهد همان مطلبى را خاطرنشان كند كه جمله « لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ اگر شرك بورزى يقين بدان كه خداوند عملت را بى ثمر مىكند » در مقام افاده آن است . 3 - بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : معنايش اين است كه اگر خدا بخواهد قلب تو را با داروى صبر قوى مىكند تا در برابر آزار مشركين از پاى در نيايى ، و اگر مىگويند « او مفترى و ساحر است » ناراحت نشوى . اين سه وجه خالى از ضعف نيستند . 4 - بعضى « 3 » گفتهاند : معنايش اين است كه اگر خدا بخواهد مهر بر دلت مىزند هم چنان كه بر دل كفار زده ، و اين خود نوعى تسليت است براى رسول خدا ( ص ) تا با مقايسه وضع خود با كفار متوجه نعمت خدا شود ، و شكر خدا را به جاى آورد . 5 - بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : معنايش اين است كه اگر خدا بخواهد مهر به دلهاى كفار و زبان ايشان مىزند و عذابشان را زودرس مىكند . و اگر به جاى اينكه بفرمايد « اگر بخواهد مهر بر دلهاشان مىزند » فرمود : « اگر بخواهد مهر بر دلت مىزند » كه هم خطابست و هم مفرد ، در حقيقت براى اين بوده كه خواسته است روى سخن را متوجه گوينده « او بر خدا افتراء بسته » كند ، و بفرمايد اى كه چنين گفته اى اگر خدا بخواهد مهر بر دلت مىزند . * ( « وَيَمْحُ اللَّه الْباطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِماتِه » ) * - تعبير به مضارع ( يمحو : محو مىكند ، و يحق : ثابت مىكند ) براى اين است كه بر استمرار دلالت كند و بفهماند مساله محو باطل و احقاق حق سنتى است كه خداى تعالى آن را با كلمات خود جارى مىسازد . و منظور از « كلمات » همان وحى است كه خداى تعالى به انبيايش مىكند ، و كلام ربوبى او است كه مقاصد را به انبيايش تفهيم مىكند . ممكن هم هست مراد از كلمات خدا ، نفوس انبياء باشد ، چون اين نفوس شريفه خاصيت كلام را دارند ، كلام از منويات پرده برمىدارد ، نفوس انبياء هم رازهاى غيبى را هويدا مىسازد . * ( « إِنَّه عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ » ) * اين جمله تعليل جمله * ( « يَمْحُ اللَّه . . . » ) * است ، مىفرمايد به
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 29 . ( 3 و 4 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 35 .